
چشمهایم راباز کردم دور و اطرافم دود وسفیدی بود باخودم گفتم اینجاکجاست من کجام وا مگه چنددقیقه پیش توی اتاقم خوابیده بودم پس چطوراومدم اینجا اطرافمو بادقت دیدم که یه دفعه خودمو دیدم که درازکشیده ام وچشمهایم رابسته بودم باتعجب به خودم نگاه میکردم وامن که بیدارم اگه من بیدارم پس این کیه که شبیه منه به دست وصورتم دست زدم وای خدا این امکان نداره من مرده ام آخه چرا خداهنوز پسر کوچیکمو توی لباس دامادی ندیدم همین فردا عروسیش بود حداقل میذاشتی عروسی پسرمو ببینم بعدمنو می آوردی ای اتفاقی که گفته کاریش نمی...
ادامه مطلب
چشمهایم راباز کردم دور و اطرافم دود وسفیدی بود باخودم گفتم اینجاکجاست من کجام وا مگه چنددقیقه پیش توی اتاقم خوابیده بودم پس چطوراومدم اینجا اطرافمو بادقت دیدم که یه دفعه خودمو دیدم که درازکشیده ام وچشمهایم رابسته بودم باتعجب به خودم نگاه میکردم وامن که بیدارم اگه من بیدارم پس این کیه که شبیه منه به دست وصورتم دست زدم وای خدا این امکان نداره من مرده ام آخه چرا خداهنوز پسر کوچیکمو توی لباس دامادی ندیدم همین فردا عروسیش بود حداقل میذاشتی عروسی پسرمو ببینم بعدمنو می آوردی ای اتفاقی که گفته کاریش نمی...
ادامه مطلب
داستان عاشقانه xa0 زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب میراندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: 'یواشتر برو من میترسم' مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: 'خواهش میکنم، من خیلی میترسم.' مردجوان: 'خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!' زن جوان: 'دوستت دارم، حالا میشه یواشتر برونی؟' مرد جوان: 'مرا محکم بگیر' زن جوان: 'خوب، حالا میشه یواشتر؟' مرد جوان: 'باشه، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.' ** روز بعد روزنامهها ...
ادامه مطلب
داستان عاشقانه xa0 زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب میراندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: 'یواشتر برو من میترسم' مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: 'خواهش میکنم، من خیلی میترسم.' مردجوان: 'خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!' زن جوان: 'دوستت دارم، حالا میشه یواشتر برونی؟' مرد جوان: 'مرا محکم بگیر' زن جوان: 'خوب، حالا میشه یواشتر؟' مرد جوان: 'باشه، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.' ** روز بعد روزنامهها ...
ادامه مطلب
داستان عاشقانه xa0 زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب میراندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: 'یواشتر برو من میترسم' مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: 'خواهش میکنم، من خیلی میترسم.' مردجوان: 'خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!' زن جوان: 'دوستت دارم، حالا میشه یواشتر برونی؟' مرد جوان: 'مرا محکم بگیر' زن جوان: 'خوب، حالا میشه یواشتر؟' مرد جوان: 'باشه، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.' ** روز بعد روزنامهها ...
ادامه مطلب
xa0 1 ساعت پیش (آخرین ویرایش در این ارسال: 1 ساعت پیش، توسط fatemeh.) این داستان از زبان یک نفر به طور واقعی نوشه شده است .تقدیم به کسانی که امروز در جای دیروز من هستند کسانی که به نوعی اشتباه من را تکرار میکنند سرنوشتم را به دست قلم میدهم تادیگر هیچ دختری اشتباه مرا تکرار نکند امروز که قلم به دست گرفتم 23سال دارم ..........xa0 از روزی که وارد دوره دبستان شدم مدام بابهانه های مختلف باعث عذاب خوانواده ام می شدم به طوری که در سال تحصیلی 75-74که اول دبستان بودم به بهانه های مختلف از مدرسه فر...
ادامه مطلب
اولین هفته نامه موبایلی ایرانهفته نامه موبایلی سیمرغ در کنار نشریه چاپی سیمرغ کار خود را آغاز کردبرای دانلود پیش شماره اول - شنبه 25 اردیبهشت ماه 1395 به ادرس زیر مراجعه نماییدhttp://simorghmag.blogsky.com/1395/03/01...8%B4%D8%AFسرمقاله پیش شماره اول چرا هفته نامه موبایلی؟ چون ما، یعنی ساکنین سرزمین مجازی و حتی ساکنین دنیای غیر مجازی!u200aعمرا سمت روزنامه و مجله و کتاب و این قبیل چیزها نمیریم و اینکه چرا نمیریم به خودمون مربوطه،u200aپس ما هفته نامه ای با شکل زندگی خودمون رو لازم داریم که به دور ...
ادامه مطلب
مجلات رژیم غذایی سایت دکتر کرمانی چکیده ای از بهترین مطالب سایت را با خود به همراه دارند و سعی می کند به رایگان، آنچه که ساعت ها برایش زمان گذاشته شده را، در اختیار علاقه مندان قرار دهد .لینک دانلود مجلهبا ما به اندام باشید.Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
با سلام، بنده محمد حیدری، کارشناس طیور هستم ما یه وب سایت آموزشی داریم و یه ماهنامه آنلاین به نام مزرعه آی قاصدک که شماره اولش رو در تاریخ 4 دی 94 منتشر کردیم و هدفمون از این کار در وهله اول، ایجاد یه حس خوب در مورد کار پرورش و نگهداری طیور بود، و مورد بعدی آموزشه و از آنجاییکه در بخش دام و طیور تقریبا منابع آموزشی خیلی کمی در فضایی مجازی وجود داره و البته آنهایی که هم هست چندان جذاب نیستند و ما قصد داریم همه تلاش خودمون رو به کار ببریم که محتوای ارزشمند و کاربردی و البته جذاب رو تولید کنیم وxa0...
ادامه مطلب